close
تبلیغات در اینترنت

مرجع کد و ابزار وب

ابزار ساخت کد پاپ آپ نيو تب

خوش شانسی یا بد شانسی (داستان کوتاه)

خوش شانسی یا بد شانسی (داستان کوتاه)

خوش شانسی یا بد شانسی (داستان کوتاه),
پیرمردی اسبی داشت و با آن اسب زمینش را شخم می‌زد. روزی آن اسب از دست پیرمرد فرار کرد و در صحرا گم شد. همسایگان برای ابراز همدردی با پیرمرد، به نزد او آمدند و گفتند: “عجب بد شانسی‌ای آوردی.”پیرمرد جواب داد: “بد شانسی؟ خوش شانسی؟ کسی چه می‌داند؟” چندی بعد اسب پیرمرد به همراه چند اسب وحشی دیگر به خانه‌ی پیرمرد بازگشت. این‌بار همسایگان با خوشحالی به او گفتند: “عجب خوش شانسی‌ای آوردی!”اما پیرمرد جواب داد: “خوش شانسی؟ بد شانسی؟ کسی چه می‌داند؟” بعد از مدتی پسر جوان پیرمرد در حالی که سعی…
 بیست موزیک - ایرانی - دانلود آهنگ جدید
خانه
ورود
آرشيو
ارتباط با ما